سلامی از هلند....سرزمین صاف...پر از دوچرخه سوار اونم از نوع حرفه اش! باور کنین امروز اینقدر دوچرخه سوار دیدم که با یک دست دوچرخه میراندنتازه بدون دست هم دیدم!! فکر نکنین رفتم بیرون برای صفا و گردش... نه بابا... از ۹ صبح تا ۸ شب تو جلسه و ارائه پوستر و آخرش هم آزمایشگاه بودیم ولی تو یکی از جلسات که استا منو به عنوان قربانی میکروسکوپ جدید برده بود، منظره بیرون کاملا مشخص بود و منم همش حواسم میرفت طرف دوچرخه سوارهای یک دست و بی دست . جلسه باحالی بود! اوستا هی میگفت که به این بدبخت نگاه کنین!! این آزمایشاتش را با چی انجام بده پس؟ الان یک ساله که منتظر این میکروسکوپ جدیده هستیم ولی هنوز کار نمیکنه...به قیافه اش نگاه کنین که چقدر زاره . هی هم میخواست منو قالب آزمایشگاه پیشرفته که تو آلمان هست بکنه که طرف مربوطه با زرنگی خاصی زیربار نمیرفت و همش موضوع را عوض میکرد! ای این اوستای بیشرف زهر خودش را تو قسمت ارائه گزارش ار گروه ریخت. نمیدونین چه عکس مزخرفی از من گذاشته بود تو اسلایدش. بیشرف...عین خل و چلها افتاده بودم!!! فکر کنم اونروز که برای ناهار دعوتشون کرده بودم یواشکی از من گرفته بود.  بهش گفتم چرا بدون اجازه من عکسم را گذاشتی تو اسلایدت؟ اقلا از خودم عکس میخواستی یکی بهتر بهت میدادم. گفت خوشت نیامد؟؟؟؟؟ گفتم نه ه ه ه ه ، چرا باید از عکس دیوانگی ام خوشم بیاد؟؟؟؟
سفر به هلند پدر صاحاب من بدسفر را درآورد. هواپیما دو ساعت و نیم تاخیر داشت و ما هم که ۲ ساعت زودتر اونجا بودم و یه ۴ ساعت و نیم علاف تو فرودگاه با این دیوانه ها سر کردم. از خانه خوردنی آورده بودم که سلمان پوفیوز ته پسته و بادام را درآورد! ساعت ۹ شب رسیدم فرودگاه آمستردام و اوستا فرمودن که شام همین جا بخوریم. منم غذام را از تو کیفم درآوردم که همه چارشاخ موندن تازه نوشیدنی هم با خودم آورده بودم شنبه تو مغازه ایرانی دلستر لیمویی دیدم و کلی بال بال زدم. یعنی اوستا تو کف مونده بود که بابا تو دیگه کی هستی!!! یعنی غذای اینجا را قبول نداری؟ گفتم آخه برای ناهار سالاد الویه درست کرده بود و زیاد اومد و برای شامم هم آوردم دیگه.... فضوله به خدا!
راستی هلندی ها انگلیسی شون خیلی خوبه. پسر هلندی که تو گروه المانی ها بود و قراره چهارشنبه به من کار کردن با این میکروسکوپ جدیده را یاد بده میگفت که دو تا دلیل داره: اولا که تعداد آدمهایی که هلندی بلندن حرف بزنن کمه (فقط خودشون هستن دیگه!) دوما هم ما نیاز به ارتباط با دنیا داریم پس باید انگلیسی بلد باشیم. یادمه مسکو که بودم به زور میتونستی کسی را پیدا کنی که انگلیسی بلد باشه و رفیق روسم میگفت که ما نیازی به انگلیسی یاد گرفتن نداریم چون همه چیز را به زبان روسی داریم و نیاز به خواندن کتابها و منابع انگلیسی نداریم! تفاوت طرز فکر جالبه!
موقع اومدن با اوستا تو فرودگاه کل کل میکردم که تو رئیس هستی و باید بهمون بگی برنامه جیه، کجا بشینیم و کی بلند شیم و چه غلطی بکنیم خلاصه... آخه من بدبخت را با این کوله سنگین سرپا نگهداشته تا سلمان پوفیوز که دیر اومده بود کارت پرواز بگیره! اوستا هم گفت که من یک هفته سخت ریاست را گذراندم و دیگه بسمه! منم با یک ذوقی گفتم راست میگی؟؟؟ دیگه رئیس نیستی؟؟؟ خنده اش گرفته بود و گفت پس اگه من رئیس نباشم منو بیشتر دوست داری؟!!!!!!!! خنده ام گرفته بود و گفتم البته! تو دلم هم گفتم اصلا کی گفته من تو را دوست دارم که حالا کم و زیادش میکنی؟!
از دانشگاه اینجا خیلی خوشم اومده ...البته نظریه مرغ همسایه غازه هست! ولی خیلی بزرگ و پر از دار و درخت و دریاچه و زمین ورزش. ساختمانش ولی نوساز و معماری مدرن دارن و ازمایشگاهش که بی نظیر بود. هلندی های اینجا هم تحویلم گرفتن. رئیسشون یه هندی هست که تو آمریکا درس خوانده و الان پروفسور هست و رئیس دپارتمان. موجود جالبی بود و میشه گفت اولین هندی بود که خوشم اومد. آخه قراره من دوباره بیام اینجا ولی کی معلوم نیست. چیز دیگه که تو این هلندی ها پیدا کردم وراج بودنشون هست!! یکی ایشون که خیلی پسر خل مشنگی بود و سر شام اینقدر حرف زد که نگو. یه پسر روس هم تو گروهشون هست که در کمال تعجب انگلیسیش خیلی خوبی و شدید شبیه جوانیهای رفیق روسم هست. از آنجائیکه سر شام فقط شراب بود و ایشون کمتر از ودکا نمیخورن خودش را با شراب خفه کرد. اینقدر هم شام و دسر خورد که از بشقابش عکس گرفتن! راستی من ماهی خام خوردم!!!! یه جفت هلندی بغل دستم نشسته بودن که تو بشقابشون دم ماهی بود. با تعجب نگاه کردم و گفت که ماهی خام هست و کلی تعریف کرد که خیلی خوبه و خاصیت داره...منم داشتم بالا میوردم و اه اه میکردم که یهو گفت نمیخوای امتحان کنی؟ یهو زدم به سیم آخر که چرا میخوام! رفتم یکی برداشتم و همه چششون به بشقاب و دهان من بود که کی قراره بالا بیارممنم در کمال خونسردی خوردم و کلی هم به به چه چه گفتم!!!! اعتراف میکنم که نمیدونم چطور خوردم! من اصلا ماهی دوست ندارم چه برسه به خامش!!!!