دست خدا صدا نداره!
اوستا شصت پاش رفته تو چشش
. داشته با دوچرخه میومده دانشگاه که یهو سر یه تقاطع مجبور میشه ترمز کنه و شلپی میخوره زمین و جفت زانوهاش داغون میشه یعنی ضرب میبینن. دیروز که جلسه داشتیم یه جوری همه را جز جیگر کرد و فرستاد دنبال نخود سیاه که جلسه بی جلسه بشه! به نکبتی گفت که چه بلایی سرش اومده و نکبتی هم اومد سراغ من که مسکن داری بهش بدی؟ شانس آوردم وقتی داستان را تعریف میکرده من اونجا نبودم وگرنه نمیتونستم جلوی خندم را بگیرم! آخه من تو این جور موارد به جای همدردی، خندم میگیره!! یه بار که صندلی دوچرخه اش را دزدیده بودن و من اولین کسی بودم که بعد از مشاهده دوچرخه بدون صندلی دیده بودمش، با خنده بهش گفتم چرا همش را ندزدیدن؟
فکر کنم میخواست خفم کنه! خلاصه الان دو روزه که لنگ لنگان راه میره و منم بهش ایبوپروفن ایرانی میبندم. شاید آه دل کسی گرفتتش. کار من نبوده به خدا!
یه خل بازی درآوردم که مخصوص بچه مدرسه ای ها هست! یه روزی تو قدیما که کلی از دست اوستا عصبانی بودم و داشتم تو یکی از این سایتها بازی میکردم، رسیدم به یه بازی که قرار بود توش من یه حیوان خانگی داشته باشم و ازم پرسید که اسمش را چی میخوای بزاری. منم که کفری بودم اسم اوستا را گذاشتم روی حیوان بدبخت!!! غافل از اینکه این اسم رفت تو پروفایل من و همه دوستان بنده اعم از نکبتی میدیدن که هما یه حیوان خانگی به این اسم داره! منم فقط خداراشکر کردم که اوستا درخواست دوستی من را تو اون سایت نپذیرفته بود وگرنه چه سوتی عظمایی میدادم من!!
جدیدا نکبتی هم به جمع این بازی پیوسته و تو پروفایلش میاد که حیوان تو از حیوان هما که اسمش اینه، بهتر یا بدتر بازی میکنه!! آبرو برام نذاشته! دیروز یه دختر ایتالیای تو دانشگاه که دوست نکبتی هست ازش پرسیده که هما چرا اسم اوستا را گذاشته رو حیوان خانگی اش؟!!!!! امروز هم برای من درخواست دوستی فرستاد و گفت که از کارت خیلی خوشم اومده، هر وقت اوستات اذیتت کرد به خودم بگو که حسابش را برسم
میخواستم بهش بگم خدا خودش زدتش، نیاز به کمک تو نیست دیگه!
امروز بالاخره نشستم تمام نتایج آزمایشات کینتیک که تا حالا انجام داده بودم را آنالیز کردم و در کمال تعجب دیدم که به درد لای جرز دیوار میخورن
فکرشو بکنین که کلی آزمایش انجام داده بودم که باید همه را تکرار کنم که ببینم مشکل از کجا هست. اینقدر حالم بد شده بود که وقتی به اوستا نشان دادم، کنترل از دستم خارج شد و بهش گفتم که من با این نتایج باید برم خودم را بکشم! قیافه اش رفت تو هم و گفت بهت گفته بودم که لطفا دیگه این کلمه را تکرار نکن! خواهش میکنم دیگه نگو!! عجب گیری کردم. باید بگردم که معادل خوب برای انواع اقسام مرگ و کشت و کشتار که مثل نقل و نبات تو زبان فارسی وجود داره، پیدا کنم. ولی خدا وکیلی هیچی به اندازه این واژگان نمیتونه عمق فاجعه را نشان بده.
یه خل بازی درآوردم که مخصوص بچه مدرسه ای ها هست! یه روزی تو قدیما که کلی از دست اوستا عصبانی بودم و داشتم تو یکی از این سایتها بازی میکردم، رسیدم به یه بازی که قرار بود توش من یه حیوان خانگی داشته باشم و ازم پرسید که اسمش را چی میخوای بزاری. منم که کفری بودم اسم اوستا را گذاشتم روی حیوان بدبخت!!! غافل از اینکه این اسم رفت تو پروفایل من و همه دوستان بنده اعم از نکبتی میدیدن که هما یه حیوان خانگی به این اسم داره! منم فقط خداراشکر کردم که اوستا درخواست دوستی من را تو اون سایت نپذیرفته بود وگرنه چه سوتی عظمایی میدادم من!!
امروز بالاخره نشستم تمام نتایج آزمایشات کینتیک که تا حالا انجام داده بودم را آنالیز کردم و در کمال تعجب دیدم که به درد لای جرز دیوار میخورن
الان فال حافظ گرفتم که آخر عاقبت این دکتری من چی میشه. ببینین چی اومده!!!!!!
انتظاری که از رسیدن به هدف داشتی برآورده نشده است و به آرزوهایت نرسیده ای. با ناله و شکوه هیچ کاری درست نمی شود. نا امید نباش و در روشی که انتخاب کرده ای تجدید نظر کن و با عقل و تدبیر به سوی هدف برو.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ساعت 22:31 توسط هما
|