دو روز تولد مبارک!
من امسال دو روز تولد دارم! تقصیر این سال کبیسه هست که تقویم شمسی و میلادی را بهم زده. فردا تولد شمسی خانمه و پس فردا آقا میلاد!! شانس آوردم تولد قمر خانم را نمیدونم
. اولین کادوی تولدم را هم امروز گرفتم. برادر جان دو تا کتاب و یه مجله فیلم مرداد ماه را برام فرستاد که درست امروز رسید دستم. کلی ذوق کردم. البته کتابها به سلیقه خودش هست و اصولا سلیقه های ما با هم فرق داره ولی مهم نفس عمل هست
. نکبتی هم امروز بهم گفت که برای تولد میلادی ام میخواد منو ببره سینما و بعدش تو سینما بهم چس فیل بده!! منم گفتم کمه! من چس فیل نمیخوام به جاش بهم شام پیتزا بده. یه کم فکر کرد و گفت باشه!!! فکر کنم تا سال دیگه در برابر کلیه امراض ایمن شدم
. بعد هم گفت به اوستا بگو برات اون دسر خوشمزه که هنوز اسمش را بلد نیستم (من بلد نیستم!) را درست کنه و بیاره دانشگاه. گفتم نه! گناه داره، من نمیخوام اذیتش کنم! تا ۵ دقیقه چپ چپ بهم نگاه کرد و گفت ولی اون که همش اذیتت میکنه؟ گفتم آخه این قسمتی از وظیفهء استادیش هست
. گفت پس من میرم بهش میگم برات درست کنه!!!!!! چقدر این بشر پررو هست به خدا! چون خودش دوست داره بخوره تولد منو بهونه میکنه.
اوستا امروز فرمودن که معده اش شدید داره اسید ترشح میکنه! منظورش اینه که استرس داره!! یعنی اینکه این گزارش را بالاخره کی تموم میکنین؟ ظاهرا هرچه زودتر باید تحویل دانشکده بدیم که من هنوز نصفش را بیشتر ننوشتم
. باور کنین هروقت میام بنویسم یادم میافته که باید سر هر قسمتش کلی با اوستا کل کل کنم و از نوشتن پشیمان میشم. ولی بالاخره باید تمامش کرد. منم با کمال خونسردی بهش گفتم که از این آنتی اسیدها بخور، برات خوبه
فکر کنم میخواست موهاش را دونه دونه بکنه!! بنده خدا از وقتی قرصی شدم کلی هوای منو داره که بهم استرس وارد نشه و برای همین هم هست که بجای معده من، معده اون داره اسید ترشح میکنه
. وقتی داشت در مورد گزارش حرف میزد همش به نکبتی نگاه میکرد و شکایت میکرد که چرا تمامش نکردی! حالا بیچاره نکبتی تمام کرده و داده اوستا خوانده و فقط اصلاح نظرات اوستا مونده. ولی به من که هیچ کاری نکردم هیچی نگفت!! امروز داشتم یکی از آهنگهای شهرام ناظری (شعر از حافظ) را گوش میکردم و دیدم چقدر حرف دل منو به اوستا میزنه، گوش کنین:
نمیدانی مگر دردم؟ نمیدانی مگر دردم؟!! (هزار بار!)
مرا میبینی و هر دم زیادت میکـنی دردم
تو را میبینم و زیادت میشود دردم (اصلاحیه خودم
)
....
دمار از مـن برآوردی نـمیگویی برآوردم
خداوکیلی خیلی وصف حال من هست
اوستا امروز فرمودن که معده اش شدید داره اسید ترشح میکنه! منظورش اینه که استرس داره!! یعنی اینکه این گزارش را بالاخره کی تموم میکنین؟ ظاهرا هرچه زودتر باید تحویل دانشکده بدیم که من هنوز نصفش را بیشتر ننوشتم
نمیدانی مگر دردم؟ نمیدانی مگر دردم؟!! (هزار بار!)
مرا میبینی و هر دم زیادت میکـنی دردم
تو را میبینم و زیادت میشود دردم (اصلاحیه خودم
....
دمار از مـن برآوردی نـمیگویی برآوردم
خداوکیلی خیلی وصف حال من هست
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۷ ساعت 22:24 توسط هما
|